11195.jpg

11:14 

گرگ مارکسGreg Marcks 

فیلم هایی که در بستر تلاقی اتفاقات مختلف و تقاطعات زمانی اتفاق می افتند در بازه زمانی 10 ساله اخیر به شدت مورد توجه قرار گرفته اند.

8955255.jpgشاخص ترین این فیلم ها آموروس پروس ,شاهکار ایناریتو است که با محور یک تصادف و اتفاقات قبل و بعد از آن ساخته شده است.این فیلم به همراه فیلم «فیل» از نمونه های موفق این شیوه محسوب می شوند چرا که ساختار روایی شکسته شده با روایت کاملا همخوانی دارد و تلاقی اتفاقات و شکست زمانی چنان با داستان تلفیق شده که هیچ روش دیگری برای حکایت داستان این فیلم ها وجود ندارد و هر روش دیگری باعث تبدیل شدن آنها به فیلمی دیگر می شود.

فیلم 11:14 نیز یکی از نمونه های موفق استفاده از روش تقاطع زمانی است که با اطلاع دهی مرحله به مرحله ,تماشاگر را تا پایان به همراه خود نگه می دارد تا به حل یک پازل بپردازد.(یک نمونه موفق این روش در فیلم کوتاه , طوفان سنجاقک شهرام مکری است.)منطق این فیلم , منطق مطلق اتفاقات دومینویی است که در یک دایره بسته پشت سر هم قرار گرفته اند.فیلم , آشکارا یک تمرین خوب کارگردانی و فیلمنامه نویسی است چرا که توجه به عناصر خرد و استفاده بجا از عناصر صحنه با حفظ راکورد صحنه در آن بخوبی به چشم می خورد.علیرغم ایده تکراری (اتفاقاتی حول یک تصادف در یک ساعت خاص که به هم مرتبط می شوند)فیلم تا 80 درصد زمان پایانی بسیار موفق عمل می کند اما به نظر می رسد که کارگردان در جمع بندی پایانی کمی شتابزده عمل کرده که احتمالا ناشی از کمبود بودجه بوده است.

فیلم درباره یک تصادف در ساعت 11:14 و اتفاقات قبل و بعد از آن است که باعث فجایعی در یک شب می شود.در هر مرحله فردی گناهکار (با شدت و ضعف مختلف) مجازات می شود.منتها نه به خاطر اشتباه خودش بلکه به خاطر خطایی که دیگری مرتکب شده است.راننده مست,پسر هوس باز ,پدری که می خواهد به دخترش کمک کند,چند پسر نوجوان,مردی که به دنبال دزدی از سوپر مارکت است,دختر فروشنده که با دزد همدست می شود و دختری هوسران هر یک به خاطر خطایی به جز آنچه انجام می دهند مجازات می شوند.

11197.jpgنکته مهم در فیلم کارگردانی بسیار خوب و یکدست فیلم است.به عنوان مثال در ابتدای فیلم ,ماشین مرد به خاطر تصادف در پای تابلوی هشدار عبور حیوانات متوقف می شود و مرد با جسدی که صورتش له شده مواجه می شود.در اینجا بازی نور قرمز و زرد ماشین بر روی چهره مرد خیلی خوب از کار درآمده است.کلا تعلیق خوب فیلم در این ده دقیقه ابتدایی خبر از کارگردانی حساب شده آن می دهد.پس از آن در یک بازی استفاده از تمامی اشخاص و اشیای صحنه قرار می گیریم که نشانگر هوشمندی کارگردانی است.حتی در انتخاب موزیکی که افراد در ماشین هایشان گوش می کنند سعی شده که همخوانی شخصیتی وجود داشته باشد.

در واقع کارگردان علیرغم موانع و محدودیتهایی که داشته چه از نظر تعداد بازیگر که با توجه به فیلمنامه تودرتو نیاز به تعدد شخصیت هم داشته و چه از نظر مکانهای فیلمبرداری که ناشی از بودجه کم تولید فیلم است فیلمی جمع و جور ساخته که کمترین ایراد را داشته باشد و هرچند در زمان خودش مورد توجه قرار نگرفته اما در فروش DVD موفق بوده است.

/>/>


1-      معرفی این فیلم را مدیون وبلاگ آقای خوانساری «از سینما و .... » هستم.

2-      بسیاری از دوستان برای بازی شب یلدا دعوت کردند که تشکر می کنم.

3-      به تازگی کتاب شعری منتشر شده به نام «توفانی پنهان شده در نسیم» گزینه هشت دفتر شعر شمس لنگرودی توسط نشر چشمه(1385) که فضاهای عجیبی دارد.نمونه ای از آن را ببینید.....

چه اندوه بار است؛

بزرگ می شویم

که بمیریم.

چه اندوه بار است

عمری در مسافرخانه ای سر راهی زیستن

که مسافرش از ساس کمتر است

و از دوش زنگ زده اش

                سم فرو می ریزد.

از خود گذشته اند ریشه ها

تنهایی را تاب می آورند

برای رسیدن میوه ای که نه می بینند و نه می شناسند

از جان گذشته اند شهیدان

برای روشنایی کوچکی می میرند

که به خیالشان می رسد.

چه اندوه بار است

در آشیانه ققنوسی زیستن

که پری ندارد.

استخوانم را آرد کن

و نانش را ببخش

به پرنده ای

که دقیقه ای از عمرش باقی مانده است.

دهانم را از چهره زردم باز کن

و به آنانی ده

که دلی برای سخن گفتن دارند و دهانی ندارند.

مصیبت بار است

آرزوی آن که بزرگ شویم و بمیریم.

روزی دیگر آغاز می شود

و می شنوم در میدان ها پرچم ها را تکان می دهند.

دشوار است

زیستن

در مسافرخانه ای که در ندارد

و بوی سوختن

از ملافه و تختش برخاسته است.

/ 17 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دانيال

اينطورکه ميگی فيلم فوق العاده ای است ... گير مياد ؟

محمد جعفرپور

مهدی جان سلام . الان شنيدم پدر فوت کرده. البته زياد مطمئن نيستم . منتها فکر کنم زمان جشنواره هم ... به هر حال خيلی ناراحت شدم. تسلیت می گویم . ايشالا غم آخرت باشه و جاش برات خالی نباشه. به اميد ديدار .

حسام

جالب است كه نظر شما با همشهري كاوه اينقدر متفاوت است. او نوشته بود ديگر داريم بالا مي آوريم از بس فيلمهايي با تقاطع زماني مد شده است..

حامد اصغری

سلام دوست سینمایی عزیز سایت دیدنی و جالبی داری یه سری هم به سایت سینمایی ما بزن ضرر نمی کنی با تبادل لینک موافقی؟

فرهاد شمسيان

خيلی وقت بود سر نزده بودم. اين فيلم رو متاسفانه نديدم. شاید چون ما آقای خوانساری نداريم !! فکر می کنم دايره ی شهرام مکری هم توی اين مايه ها ست. توی جشنواره ی ۲۵ فجر دیدم. طوفان سنجاقک رو هم ... نديدم. شما لطف کنيد خوانساری ما شويد !‌ ممنون ... سال نو هم مبارک. اميدوارم سال خوبی باشد برای عشاق سينما.

مهدی

سلام. خوبی؟ سال نوت مبارک. شايد هم عيد ديدم‌ت.

همشهری کاوه

با تمام تعریفات به نظرم فیلمه هیچ چیز نویی نسبت به فیلم های قبل از خودش نداشت.... ضمن این که همچین فیلمی که بیشتر به عنوان حل ازل فیلم نامه اش را بنا می کند، در تایم همان طوفان سنجاقک به نظرم جذاب تر است و بلند کردنش حداقل برای من حوصله سر بر بود ..... اون سه تا جوون ها به نظرم بهترین و جدیدترین داستان فیلم بود