تصويرها

رابرت آلتمن

 

رابرت آلتمن كارگردان عاصي هاليوود كه يك عمر بر خلاف جريان آب شنا كرد همواره كارگرداني دمدمي مزاج بوده كه ميان سيستم رايج هاليوود و سينماي هنري گرفتار شده است.فيلمهاي آلتمن با مضامين بسيار متنوع ، سبب شده كه اورا همچون كوبريك ، كارگرداني در ژانرهاي مختلف محسوب كنند.او در سال 1970 با فيلم مش MASH به اولين موفقيت غيرمنتظره اش دست يافت و اين موفقيت با فيلم مك كيب و خانم ميلر در سال 1971 ادامه يافت.موفقيت اين دو فيلم به آلتمن اين شانس را داد كه بتواند به تجربياتي خارج از قواعد رايج بپردازد كه قابل توجه ترين آنها بروستد مك كلود (1971) و فيلم تصويرها (IMAGES 1972) است.از فيلم هاي موفق بعدي او مي توان سه زن (1977) را نام برد كه در فضايي  متروك و منزوي با روابطي گسيخته و ناهماهنگ و سرد ساخته شده است.او در اين فيلم با استفاده از رنگ غالب زرد ،نارنجي و خرمايي كه در تمامي فيلم منتشر شده است به نوعي زيباشناسي متكامل دست مي يابد. ديگر فيلم شاخص  آلتمن «برش هاي كوتاه » است كه بر اساس داستان هاي كارور با فضايي مختص آلتمن از جذابيت خاصي برخوردار است.

اما فيلم « تصويرها » كه تقريبا مهجور باقي مانده فيلمي است متاثر از سينماي موج نوي فرانسه و بخصوص فيلم جسورانه «سال گذشته در مارين باد» و نيز سينماي روانشناختي به سبك رومن پولانسكي همچون «انزجار».البته اين كار آلتمن بايستي همچون فيلم هاي زمانه خود مورد بررسي قرار گيرد ؛چرا كه شباهت هاي غيرخطي زيادي با كارهاي درام روانشناختي همچون «مستاجر» و «انزجار (تنفر)»رومن پولانسكي و «پرسونا» برگمن دارد.

فيلم درباره كاترين ، يك زن نويسنده كودكان است كه در زمان نوشتن كتابش مرتب با تصاويري خيالي از افرادي روبروست كه او را به مرز جنون نزديك مي كند.او با تصوير عاشق قديميش رنه روبرو مي شود كه سه سال پيش مرده است. براي از بين بردن بحران هاي روحي او و همسرش هيو براي تعطيلات به ويلايي ييلاقي مي روند.اما در آنجا هيو،رنه و يك دوست قديمي به نام مارسل در حالي كه به طرز گيج كننده اي تغيير هويت مي دهند با او به عشقبازي مي پردازند و اين سبب تصميم او براي كشتن اين تصاوير ذهني مي شود.

در اين فيلم ، آلتمن بسياري از تجربيات افراطي اش را همچون سينماي موج نوي دهه 70 آزاد گذاشته مانند تصاوير سوررئال تكان دهنده ، عدم تجانس مادي ،تصاوير محو انتزاعي و موسيقي ضربي ناموزون غير معمول .اما بازي هاي آلتمن با سوررئاليسم ، همچون سينماي متاخر لينچ به يك منطق دروني منجر مي شود كه جاذبه اي عجيب را به نمايش مي گذارد.

مثلا در ابتداي فيلم كاترين و هيو با ماشين به بالاي كوهي مي روند كه مشرف به درياچه كنار خانه ييلاقي است.هيو براي شكار مي رود و كاترين به خانه چشم مي دوزد.از نقطه نظر كاترين ماشين آنها به كنار خانه ييلاقي مي رسد و كاترين از آن پياده مي شود و اين دو به هم چشم مي دوزند.در اينجا دوربين به درون خانه مي آيد و فيلم ادامه مي يابد و تا پايان نيز چندين بار اين دو كاترين با هم رودررو مي شوند.در جايي ديگر هيو روي صندلي خوابيده و مارسل در حال اغواي كاترين است.در يك لحظه جاي مارسل و هيو عوض مي شود و مارسل را مي بينيم كه آب از كنار دهانش راه افتاده و در خواب ست (همچون تصوير مرد شهوت زده در سگ آندلسي)و كاترين و هيو باهم عشقبازي مي كنند.آنها دختر مارسل را به درون اتومبيل او مي برند و مشخص مي شود كه در واقع هيو روي صندلي خوابيده است.در جايي ديگر كاترين رنه را زخمي مي كند و زمين خوني مي شودو لجظه اي بعد هيو در حالي كه از همان نقطه زخمي شده از شكار برمي گردد و مشغول شستن زخم خود مي شود.

كاترين عشقبازي مي كند اما مطمئن نيست كه با چه كسي عشقبازي كرده و در روز بعد هر يك از سه مرد تعريف مي كنند كه چقدر اين رابطه رويايي بوده است.او با چاقو مارسل را مي زند و بعد او را زنده مي يابد در حالي كه جسد او و رنه در خانه اش وجود دارند.

در نهايت كاترين به اين نتيجه مي رسد كه با كشتن اين تصويرها از شرشان خلاص مي شود..او با اتومبيل، تصوير خودش را هم كه كنار جاده ايستاده به درون دره پرت مي كند و به خانه نزد شوهرش برمي گردد.اما باز هم با  تصوير خودش روبرو مي شود  و مشخص مي شود كه در واقع او هيو را به درون دره پرتاب كرده است.

واضح است كه آلتمن مجذوب اين معماي تغيير هويت شده است و رمز موفقيت او حضور خود نويسنده كتاب در نقش كاترين است.او بعدها نيز با فيلمهاي  سه زن (1977) كوانتت (1979) و بازيگر (1992) به اين مضمون مي پردازد و شيفتگي اش را به تلفيق رويا و واقعيت نشان مي دهد.

هر چند كه فيلم از نظر فضاي ژانري يك شاهكار است داراي امتيازات ديگري همچون موسيقي جان ويليامز است كه براي اين فيلم كانديد اسكار شده است.همينطور فيلمبرداري برجسته فيلم و تدوين و تعليق خوب و ضربه نهايي ميخكوب كننده آن بسيار خوب از كار درآمده است.انبوه نمادها و الگوها بطرز قابل توجهي منعكس كننده اين هستند كه فيلم يكي از چالش برانگيزترين كارهاي آلتمن است.

/ 14 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سورنا

سلام:) من هم اسم وبلاگيم سورناست:) بعد مدتها به خودم جراتددادم اينجا پيغام براتون بذارم:)

hossein

سلام التمن هم به تاريخ پيوست .....زياد با کارهای التمن ارتباط برقرار نکردم .اما اين فيلمش رو دوست دارم

سعيد

سلام. با نقد فيلم دايره جعفر ژناهی در خدمتم. فعلا

انيس

آلتمن رو دوست ندارم چون چيز زيادی ازش نديدم. اگه ديدم هم خوب نبوده. با مطلبی در مورد آماتور هال هارتلی به روزيم

سلام

سلام آقا مارو غریب گیر آوردی ؟ نه پینگ می کنی ، نه rss داری که از رو فید خبر شیم ... حداقل ... خیلی مخلصیم ولی امورات بدون دوستان نمی گذره . برم این دوتا مطلب آخر رو بخونم . بعد می یام نظر می دم

آنتوان دوانل

سلام دوست گرامی؛ اگر مایلید در این بازی شرکت کنید: http://the400blows.blogfa.com/post-15.aspx

محمود

بروزم ... خوشحال ميشم بيای ...

مینا

خب من هم که فیلم را ندیدم وقتی تنهایی میری فیلمخانه و به کسی هم نمی گی نتیجه اش این می شه که نتونم کامنت بذارم راجع به مطلبت

هما

دلم خواست ببینم خب!