رویارویی با مرگ به خوانش وودی آلن

ساختارشکنی هری-وودی آلن 1997
سکانس رویارویی با مرگ(تاثیر برگمن بر آلن)
یکی از دوستان هاروی به اسم مندل تصادف کرده و بین مرگ و زندگی است و در بیمارستان است.پس آپارتمانش برای هاروی خالی شده تا فاحشه ای را به خانه مندل ببرد که ناگهان.....
صدای در می آید.
- بله؟
... - مندل بیرنبام؟
-بله؟
- بازکن.
- کیه؟
- مندل بیرنبام؟
- تو کی هستی؟
- من اومدم دنبالت.
- موضوع چیه؟
- من مرگ هستم و اسم تو تو لیست منه.
- نه.نه .اشتباه شده.
- وقت نداری.
- من مندل نیستم.
- مزخرف نگو.اسم خودت رو رو لباس خوابی که پوشیدی ببین.
فاحشه:مندل! با کی حرف می زنی؟
- اسم من مندل نیست.من فقط لباس اونو پوشیدم.
- درسته.همیشه بهانه ای هست که این آدمها بهش می چسبن.بیا بریم.بجنب احمق کوچولو.....
/ 2 نظر / 27 بازدید
محمدحسين اكبري

بي قرار توام و در دل تنگم گله هاست- ...آه بي تاب شدن عادت كم حوصله هاست- مثل عكس رخ مهتاب كه افتاده در آب؛ در دلم هستي و بين من و تو فاصله هاست- آسمان با قفس تنگ چه فرقي دارد؟ بال وقتي قفس پر زدن چلچله هاست. باز مي پرسمت از مسئله ي دوري و عشق، وسكوت تو جواب همه ي مسئله هاست- با سلام و عرض ادب - خوشحال ميشم به منم سر بزنين . موفق وسلامت و پيروز باشين

نسیم

خوب من اتفاقی رسیدم به اینجا. و می بینم بعد از 4 سال این اولین پستته. امیدوارم آمده باشی تا بمانی