كتاب اعتياد(روباه گورستان)<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

شهريار وقفي پور_نشر قصه 1384

 

زندگي روباه گورستان از مرده ها تامين مي شود.«خاطرات اونارو مي خوره تا اگه يه وقتي از جاشون بلند شدن نتونن برن سراغ خونواده هاشون يا دشمناشون.»

دنياي وقفي پور سرگذشت همين مرده هاست كه به زندگي برگشته اند ؛همه معتاداني كه با خشونت خيالي به خود ،از خشونت حيواني تر نسبت به جامعه واقعي فرار مي كنند.در اين دنيا كليشه ها به سخره گرفته مي شود و موسيقي و سينما و ادبيات تقديس مي شود.

شخصيت پردازي برجسته كتاب ، به همراه توصيفات دقيق صحنه ها كه نشانگر شناخت سينمايي از صحنه است [1]در كنار ساختارشكني روايي در فضايي گوتيك و اگزيستانسيال كه ناشي از اضطراب انسان معاصر است كتاب را به اثري درخور تبديل مي كند.(هرچند كه از لحاظ فني و ادبي به آن خرده گرفته مي شود.)

وقفي پور با مطالعات عميق و ترجمه هاي ارزشمندش درباره سينما و مباحث هنري ،آنقدر از نظر هنري فربه است كه بتواند با هجو ژانر ،تقاطعات روايت ،تغيير راوي(مثل آموروس پروس) و بازي كلامي به فضاهايي سوررئال قدم بگذارد و موفق شود با كنار هم گذاشتن داستانكهاي بعضا بي ربط  به كليتي منسجم برسد.

راويان او همه آدمهايي معتاد،سرخورده و محكوم به شكست هستند كه بعضا كسي را كشته اند و در دنيايي كه سعي شده به فضاهاي لينچي شبيه شود با اضطراب خود درگير هستند.موادفروش جزء ،شهرداري كه شيشه پاك مي كند، روان شناسي كه به دنبال بيمارش مي گردد، راشه قوافي نويسنده ،عادل و ديگر راويان او بدون هيچ فاصله از هم داستان را روايت مي كنند و گويي يك نفر است كه در قالبهايي مختلف و در رويايش اين ماجراها را تعريف مي كند.در اين فضاها به جسد دختري زيبا تجاوز مي شود،گربه اي داخل ظرف مي پزد،پوست باسن قربانيان كنده مي شود،سوسكي رئيس دانشگاه است ،دورفي ساديست در عفيف خانه ،كامله زنها را شكنجه مي كند و زني آرزو دارد كه بچه دار شود تا آن را لخت و كثيف براي عنكبوتي نكبتي بياندازد.همه اين ماجراها با اشاراتي پنهان و آشكار به دنياي فيلم و موسيقي اتفاق مي افتد كه گرچه تاثير زيادي در سير روايت ندارد اما نمايانگر تمايز وقفي پور نسبت به ساير نويسندگان محافل ادبي ايران است. او در جايي از زبان قهرمانش مي گويد كه همه بتهاي او :جيمي هندريكس،جيم موريسن،كرت كوباين،راشه قوافي و...[2].پيش از  بيست و هفت سالگي مرده اند.

البته عليرغم دو تكه بودن كتاب (نيمه اول فضاهاي كابوس وار دنياي قوافي است و نيمه دوم فضاي واقعي تر دنياي عادل است)و در بعضي جاها خود شيفتگي وقفي پور و اشارات آشكار او در نقد كارهاي خود ، كليت كار در ترسيم دنياي بي هويت انسان معاصر بسيار موفق بوده و در سير رويا به واقعيت ،در عالمي كابوس گونه كه خاصيت زندگي معاصر شده بخوبي مخاطب را با خود همراه مي كند......


[1]- نمونه بارز توصيف دقيق صحنه فصل غذا خوردن در خانه عادل است و اين نبرد وحشيانه با غذاها بر سر سفره بخوبي توصيف مي شود .از اين قسمتها در كتاب زياد است.مثلا:«كنار آباژوري صورتي،اسبي بالدار را ديدم ،سفيدرنگ كه هنوز نوميدانه داشت بال مي زد ،پاي اسب به پاي دختري بسته شده بود كه رانهايش را با سيگار سوزانده بودند . در موهاي دختر ناخنهاي مردي گير كرده بود كه ......» يا «گاوي وسط راه ايستاده بود .سرش را برگرداند طرفشان و به آنها زل زد.دهان گاو تكان مي خورد .دو دختر با مانتو و روسري از كنار گاو رد شدند .پشت گاو چند لحظه اي ايستادند و به آنها خيره شدند.بعد سرشان را پايين انداختند و تندتند دور شدند.ناديما به پشت سرش نگاه كرد.پنج زن با فاصله اي ده متري از پشتشان مي آمدند.جلويشان زن غاز چران راه مي رفت.به محوطه اي رسيدند كه با نرده هاي چوبي از راه و ديگر خانه ها جدا مي شد تا بعد به ديوارهاي كوتاهي مي رسيد كه دورادور خانه اربابي را گرفته بود...»

[2] _ شايد بتوان ابراهيم منصفي پيرمرد معتادي را هم كه استعداد عجيبي در موسيقي با اشعار اگزيستانسيال به زبان بندري داشته در اين مجموعه نام برد.

/ 25 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمود كشاورز

سلام ما دو نفر انگار نمی توانيم از طريق اين پنجره ی کامنت ها گفتگوی عميقی داشته باشيم، به هر حال پيش تر صحيبت کرديم درباره ی کتابی که اول تو خواندی و بعد من. اما اينجا هم می گويم که آثار وقفی پور بيش تر در دل خود حرکات منحصر بفردی دارد که تا هميشه ها می ماند توی جان و روانت. اما تمام اين حرکات توی يک کل منسجم نمی نشيند. نمی دانم اين حرکت به عمد صورت می گيرد و يا نويسنده با مجموعه حرکات ريز آنقدر لذت می برد که ديگر احساس نمی کند که اين فضای شخصی اش را به کلی تبديل کند برای خواننده. به هر روی کتابی بود که لذت بردم و به دوستان هم پيشنهاد دادم. ممنون از معرفی تو

جواد نعيم وفا

سلام . يه دوست سينمايی ديگه . خوشحالم که با تو و وبت آشنا شدم . وب جامع و خوبی داری . منم يه وب سينمايی دارم . در پست جديدمم يه نظر سنجی راه انداختم . دوست داشتی شما هم شرکت کن . موفق باشی .

محمد

سلام به دوستي با فصل مشتركي بنام سينما ا ز مطالب جالبت خيلي استفاده كردم دوست دارم شما هم مطالب مرا بخوانيد و نظر بدهيد موفق باش هويا

amin

منو يادت مياد رفيق؟

ابوالفضل

من سينماگر نیستم اما دوست داران سینما را دوست دارم.امام آخر انسان.